بهار آمد و گل در چمن شکفت و تو را
شکفته شد گل حسرت درین بهار دریـــــــــغ
نوروزتان مبارکککککک.....!!!!!

حاجی فیروز آمد ، روز نوروز آمد ، سالی یکروز آمد کود کان را تو بگو غم نخورند ، جامه ها شان همه نو خواهد شد قول مردانه که آنان شب عید ، نان خورش با کف نانی دارند لیک از بهر خدا نکند مشت مرا باز کنی

قصه مطریبم ساز کنی تا گر امروز من از بهر لباس آنها ، به همه ساز و نوا میرقصم نکند کودک من در فردا ، نغمه ای بهر کسی ساز کند که یکی مرد چو من ،روی خود و تیره و بشکن زدن آغاز کند او بخندد ز سر شوق که : حاجی فیروز آمد ، روز نوروز آمد ، سالی یکروز آمد
حاجی فیروزه، سالی یه روزه، همه میدونن، منم میدونم، عید نوروزه.
ارباب خودم سلام علیکم، ارباب خودم سر تو بالا کن، ارباب خودم منو نیگا کن، ارباب خودم لطفی به ما کن. ارباب خودم بزبز قندی، ارباب خودم چرا نمیخندی؟
بشکن بشکنه بشکن، من نمیشکنم بشکن، اینجا بشکنم یار گله داره، اونجا بشکنم یار گله داره! این سیاه بیچاره چقد حوصله داره.
دوستان عزیزم :امیدوارم که سالی توام با موفقیت و شادی پیش رو داشته باشید...
|